ترسناک. [ ت َ ] ( ص مرکب ) مخوف و خوفناک و خطرناک و هولناک. ( ناظم الاطباء ). || بیمناک. هراسناک. وحشتناک. خائف : و پارسیان از وی سخت ترسناک بودند و هرگاه رجوع به بهرام کردندی و شکایتی نمودندی ایشان را تسکین دادی. ( فارسنامه ابن البلخی ص 78 ).پیل شاهی است لیک باهیبت همه کس ترسناک ازاین صولت.سنائی.بدل گفت آن به که شیری کنم در این ترسناکان دلیری کنم.نظامی.توانگر که باشد زرش زیر خاک ز دزدان بود روز و...