Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : تردستی

تلفظ بین المللی : /tardˈasti/ تلفظ :‌ [taRd'asti]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیمترادف و متضاد
  • تردستی که 10 کلاه را در 60 ثانیه ظاهر می کند
  • ادم تردست
  • تردست
  • تردسته
  • تردسته خال هکاردن
  • تکدستی
  • تردستان
  • تودستی
  • اچ ام اس تراستی
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیمترادف و متضاد

لغت نامه دهخدا

تردستی. [ ت َ دَ ] ( حامص مرکب ) جلدی و چابکی. ( برهان ). جلدی و چالاکی و چابکی. ( انجمن آرا ) ( ناظم الاطباء ). ماهری. ( ناظم الاطباء ) : بی باده از این سمند سرمستی بین وز کوه به جنب رفعتش پستی بین از بحر کند به خشک لعلی معبردر فن سبک رویش تردستی بین.ظهوری ( از آنندراج ).زاهدان خشک می ترسند از برق فناما بر این آتش ز تردستی کباب افکنده ایم.صائب ( از آنندراج ).|| شعبده یا قسمتی از آن ، و عرب آنرا خ...

فرهنگ عمید

۱. چابکی.
۲. مهارت، زبردستی.
۳. حقه بازی.

فرهنگ معین

( ~. دَ ) (حامص . ) ۱ - چالاکی . ۲ - مهارت . ۳ - شعبده بازی ، حقه بازی .

دانشنامه آزاد فارسی

تَرْدَسْتی (juggling)به هوا پرتاب کردن و گرفتن چند شیء در حال حرکت مداوم. کهن ترین اسناد آن در کنده کاری های مقبرۀ یک شاهزاده ناشناس مصری به تاریخ ۱۹۹۴ـ۱۷۸۱پ م مشاهده می شود که زنانی را در حال اجرای تردستی نشان می دهد. رکورد جهانی تردستی، از نظر تعداد اشیا، بازی با دوازده حلقه، یازده گوی و هشت میل است. شکل های بازی مشتمل است بر دوش که در آن اشیاء در یک دایره می چرخند؛ آبشار که در آن اشیاء به تناوب...

فرهنگ فارسی

۱- جلدی چالاکی چابکی زرنگی . ۲- مهارت حذاقت . ۳- نیرنگ بازی شعبده گری حقه بازی .

دانشنامه عمومی

تردستی یا چشم بندی یا شعبده فنّی ست برای نمودن اثری عجیب به حواسّ انسان ها به روش خاص. چه مرموز و چه با روش های فیزیکی؛ چه بر ذهن اثر گذارد و چه بر چشم و گوش و حواس.عادیتشریفاتی و رسمی: این عمل به صورت نمایش هایی در شهرهای اروپایی معمول بوده.pow-wow: که نوع عامیانهٔ آن استیعنی تردست به بیننده چیزی نشان می دهد که واقعاً اتّفاق نیفتاده؛ به این هدف که او باور کند.ریمیا یا شعبده از نظر علوم غریبه: در ...

مترادف و متضاد

استادی، چابکی، چالاکی، شعبده، فرزی، فند، مهارت

skill (اسم)سررشته، سامان، مهارت، تردستی، استادی، هنرمندی، زبر دستی، عرضه، ورزیدگی، کاردانی، چیره دستیagility (اسم)چابکی، زیرکی، مهارت، ظرافت، چالاکی، عیاری، تردستیdexterity (اسم)چابکی، مهارت، چالاکی، تردستی، زبر دستی، سبکدستیswiftness (اسم)تردستیsleight (اسم)تردستی، زبر دستی، زرنگیjuggle (اسم)تردستی، حقه بازی، شیادی، شعبده، چشم بندیprestidigitat...

کلمات مرتبط

  • تردستی که 10 کلاه را در 60 ثانیه ظاهر می کند
  • ادم تردست
  • تردست
  • تردسته
  • تردسته خال هکاردن
  • تکدستی
  • تردستان
  • تودستی
  • اچ ام اس تراستی
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات