معانی کلمه : تردستی
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
۱. چابکی.
۲. مهارت، زبردستی.
۳. حقه بازی.
۲. مهارت، زبردستی.
۳. حقه بازی.
فرهنگ معین
( ~. دَ ) (حامص . ) ۱ - چالاکی . ۲ - مهارت . ۳ - شعبده بازی ، حقه بازی .
دانشنامه آزاد فارسی
فرهنگ فارسی
۱- جلدی چالاکی چابکی زرنگی . ۲- مهارت حذاقت . ۳- نیرنگ بازی شعبده گری حقه بازی .
دانشنامه عمومی
مترادف و متضاد
استادی، چابکی، چالاکی، شعبده، فرزی، فند، مهارت
