پرورش دادن و پرورش کردن و تعلیم کردن پروردن پروریدن یکی از وزرا پسری کودن داشت پیش دانشمندی فرستاد که مر این را تربیت کن مگر عاقل شود یا آموختن و درس و سبق دادن ادب آموختن این فرزند را چنان تربیت کن که یکی از فرزندان خویش را یا به منصب رسانیدن بر آوردن برکشیدن و به ترقی و کمال رسانیدن تفقد و بزرگداشت و برتری دادن یا سرشتن .