Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : تربند

تلفظ بین المللی : /tˈarband/ تلفظ :‌ [t'aRband]
لغت نامه دهخدادانشنامه عمومی
  • تربندورف
  • تابنده نورعلی
  • تابندگی فسفری
  • تراندن
  • ترفندباف
  • ترندلنبورگ فریدریش
  • جسم تابنده
  • ترفند
  • ترونده
لغت نامه دهخدادانشنامه عمومی

لغت نامه دهخدا

تربند. [ ت َ ب َ ] ( اِ ) پارچه ای باشد که آنرا تر کنند و بر زخم کارد و شمشیر و امثال آن بندند. ( برهان ) ( از ناظم الاطباء ). پارچه ای باشد که آنرا تر کنند و بر زخم کارد و شمشیر و مثال آن بندند تا خون بایستد. ( انجمن آرا ) ( آنندراج ).

دانشنامه عمومی

کمپرس زخم.


کلمات مرتبط

  • تربندورف
  • تابنده نورعلی
  • تابندگی فسفری
  • تراندن
  • ترفندباف
  • ترندلنبورگ فریدریش
  • جسم تابنده
  • ترفند
  • ترونده
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات