تراخی . [ ت َ ](ص نسبی ) منسوب به تراخی . رجوع به ماده ٔ قبل شود.
تراخی . [ ت َ ] (اِخ )قریه ای به بخارا. (اللباب فی تهذیب الانساب ص 171).
تراخی . [ ت َ ] (اِخ ) محمدبن موسی بن حلیم بن عطیةبن عبدالرحمن تراخی بخاری ، مکنی به ابوعبداﷲ. از ابوسعیب حرانی و جز او روایت کند در سل...
فرهنگ عمید
۱. درنگ کردن. ۲. درنگ و سستی.
فرهنگ معین
(تَ ) [ ع . ] ۱ - (مص ل . ) درنگ کردن . ۲ - (اِ. ) درنگ .
فرهنگ فارسی
محمد ابن موسی بن حلیم بن عطیه بن عبدالرحمن تراخی بخاری مکنی به ابو عبیدالله از ابی شعیب حرانی و جز او روایت کند در سلخ ذی الحج. سال ۳۵٠ درگذشت .
مترادف و متضاد
۱. درنگ ۲. سستی
دانشنامه اسلامی
[ویکی فقه] تراخی به امتداد داشتن زمان انجام عمل گفته می شود.هرگاه ظرف امتثال عملی مانند نماز برحسب زمان امتداد داشته باشد، تأخیر عمل از اوّل وقت امکان امتثال آن تا زمانی که خوف فوت آن نرود جایز است.منبعفرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بیت علیهم السلام ج۲، ص۴۲۸. ...wikifeqh: تراخی...