( تذکرة ) تذکرة. [ ت َ ک ِ رَ ] ( ع مص ) بیاد آوردن. ( ترجمان جرجانی ترتیب عادل بن علی ). یاد آوردن. ( غیاث اللغات ) ( آنندراج ). || پند دادن. ( ترجمان جرجانی ترتیب عادل بن علی ) ( غیاث اللغات ) ( آنندراج ). رجوع به تذکیر شود. || ( اِ ) یادگار. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) : در بوستان جاه تو شد بنده سوزنی با ده زبان چو سوسن آزاد مدح خوان تا نام وی بتذکره مدحت تو درروی آشنا شود چو طفیلی بمیهمان...
فرهنگ عمید
۱. کتابی که در آن شرح احوال شاعران یا دانشمندان یا عارفان و مشایخ صوفیه نوشته شده باشد. ۲. [قدیمی] آنچه موجب یادآوری شود، وسیلۀ یادآوری. ۳. [قدیمی] یادداشت. ۴. [قدیمی] یادآوری. ۵. [منسوخ] گذرنامه.
فرهنگ معین
(تَ کِ رِ ) [ ع . تذکرة ] (اِ. ) ۱ - آنچه موجب یادآوری شود. ۲ - گذرنامه . ۳ - کتابی که در آن زندگی نامة شعرا، دانشمندان و... نوشته شده باشد.
دانشنامه آزاد فارسی
تَذْکِرهاصطلاحی ادبی، عنوان شماری از کتاب های عربی، فارسی و ترکی، نیز عنوانی برای کتاب های شرح حال، به ویژه شرح حال شاعران. واژۀ تذکره معانی گوناگون دارد، امّا چنین می نماید که مؤلفان در انتخاب این واژه برای عنوان کتاب به معنای «یادآوری» یا «یادمان» نظر داشته اند. این واژه برای کتاب های شرح حال صوفیان و خطاطان و علما و از همه بیشتر شاعران به کار رفته است. در زبان فارسی تا پیش از قرن ۷ق سرگذشت شاعر...
فرهنگ فارسی
یاد آوری، یادداشت، گذرنامه، شرح حال عارفان ۱- ( اسم ) یاد آوری . ۲- ( اسم ) آنچه موجب یاد آوری شود وسیل. تذکر یادگار. ۳- یاد داشت . ۴- مجموعه و کتابی که در آن ترجم. احوال شاعران و نویسندگان را گرد آورند. ۵ - گذر نامه پاسپورت . جمع : تذاکر.
دانشنامه عمومی
تذکره کتابی ست که در آن شرح احوال شعرا، نویسندگان، درباریان، فلاسفه، عرفا و... نوشته شده باشد.تذکره های عمومی؛تذکره های خاص.تذکره در لغت به معنای «به یاد آوردن»، «پند دادن»، «یادگار»، «یادداشت» و «کتابی که در آن احوال شعرا نوشته شده باشد» آمده است.در تمام کتب ادبی فارسی پیش از زمان صفویه (غیر از تذکرهٔ دولتشاه سمرقندی)، کلمهٔ تذکره به معنای یادگار، یادداشت و یادآوری به کار رفته و به تدریج در دورهٔ...
اصطلاحات
معنی اصطلاح -> تذکره ( دری افغانستان ) شناسنامه؛ سجلمثال: اگر همه ی جهان زیر و روی شود تذکره ی تو را چیزی نمی شود. امروز سه شنبه است، جمعه می روم پنجشنبه پس می آیم. غم نخور... ( سپوژمی زریاب؛ نویسنده ی افغان - تذکره ) توضیح: «تذکره» یک واژه است و نه یک اصط.، پس در واقع می بایست در یک واژه نامه ی ویژه ی دری به فارسی بیاید، اما چون هنوز چنین مجموعه ای ایجاد نشده است، در این فرهنگ ذکر می شود....
[ویکی فقه] تذکره در لغت به معنای «به یاد آوردن»، «پند دادن»، «یادگار»، «یادداشت» و «کتابی که در آن احوال شعرا نوشته شده باشد»، آمده است.در تمام کتب ادبی فارسی قبل از زمان صفوی (غیر از تذکره دولتشاه)، کلمه تذکره به معنای یادگار و یادداشت و یادآوری به کار رفته و به تدریج در دوره صفویه، به کتابی که حاوی شرح حال و آثار شعراست، اطلاق شده است. بعد از عصر صفوی در تمام تذکره هایی که در ایران تألیف شده است...