کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه تذاکر | کلماتور
معانی کلمه : تذاکر
تلفظ بین المللی :
/tazˈɑkor/
تلفظ :
[taz'AkoR]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
انجمن ناصری تذکره
تاریخ تذکره های فارسی
تحفه الاحباب فی تذکره الاصحاب
تذکاریه
تذکاریه یادداشت کردن
تذکر دادن
تذکر و اعلام خطر
تذکره نویس
تذکار اشعار
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
تذاکر. [ ت َ ک ُ ] ( ع مص ) بهم یاد گرفتن. ( زوزنی ). بهم یاد کردن. ( آنندراج ). بیاد یکدیگر آوردن. ( ناظم الاطباء ). یاد آوردن چیزی. ( المنجد ). || تفاوض در امری. ( المنجد ) ( اقرب الموارد ).
فرهنگ عمید
تذکره#NAME?
= تذکره
فرهنگ فارسی
جمع تذکره
بهم یاد گرفتن . بهم یاد کردن . بیاد یکدیگر آوردن . یاد آوردن چیزی . یا تفاوض در امری .
کلمات مرتبط
انجمن ناصری تذکره
تاریخ تذکره های فارسی
تحفه الاحباب فی تذکره الاصحاب
تذکاریه
تذکاریه یادداشت کردن
تذکر دادن
تذکر و اعلام خطر
تذکره نویس
تذکار اشعار
نظرات