کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه تدنیس | کلماتور
معانی کلمه : تدنیس
تلفظ بین المللی :
/tˈadnis/
تلفظ :
[t'adnis]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ معین
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
کالبدشناسی تندیسی
تدریس در مدرسه
تدریس کردن
تدریس کننده
تدلیس کردن
تدلیس شهر
تجنیس ساز
تندیس وار
تندیس گر
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ معین
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
این معنی را بیشتر بخوانید
تدنیس. [ ت َ ] ( ع مص ) شوخگن گردانیدن. ( زوزنی ). بچرک آلودن. ( غیاث اللغات )( آنندراج ) ( المنجد ). ریمناک گردانیدن جامه کسی را.( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( اقرب الموارد ). || معیوب و زشت کردن آبروی کسی را. ( منتهی الارب )( ناظم الاطباء ). کاری کردن که آبرو و اخلاق را زشت کند. ( المنجد ). || زشت ساختن سوء خلق ، کسی را. یقال : دنسه سوء خلقه ؛ ای عابه. ( اقرب الموارد )....
فرهنگ عمید
چرکین کردن، به پلیدی آلوده ساختن.
فرهنگ معین
(تَ ) [ ع . ] ۱ - (مص م . ) شوخگین کردن ، به چرک آلودن ، ریمناک کردن . ۲ - (اِمص . ) شوخگینی ، چرکینی ، ج . تدنیسات .
فرهنگ فارسی
۱- ( مصدر ) شوخگین کردن بچرک آلودن ریمناک کردن . ۲- شوخگینی چرکینی . جمع : تدنیسات .
کلمات مرتبط
کالبدشناسی تندیسی
تدریس در مدرسه
تدریس کردن
تدریس کننده
تدلیس کردن
تدلیس شهر
تجنیس ساز
تندیس وار
تندیس گر
نظرات