کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه تدمین | کلماتور
معانی کلمه : تدمین
تلفظ بین المللی :
/tˈadmin/
تلفظ :
[t'admin]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
راستای تدفین
التدوین فی احوال جبال شروین
التدوین فی اخبار القزوین
روش تدفین
سردیس تدفینی
سنت تدفین
صندوق تدفینی
ایه تداین
فیلم نامۀ تدوین
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
این معنی را بیشتر بخوانید
تدمین. [ ت َ ] ( ع مص ) سرگین در زمین زدن. ( تاج المصادر بیهقی ). سرگین ناک گردانیدن ماشیه مکان را. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( از آنندراج ) ( اقرب الموارد ) ( المنجد ). و کذا دمن القوم الدار و دمن الشاء الماء. ( منتهی الارب )( ناظم الاطباء ). || دستوری دادن کسی را. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ) ( از المنجد ). || لازم گرفتن در خانه کسی را. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطب...
فرهنگ فارسی
سرگین در زمین زدن سرگین ناک گردانیدن ماشیه مکان را و کذاد من القوم الدار و دمن الشائ المائ یا دستوری دادن کسی را یا لازم گرفتن در خانه کسی را .
کلمات مرتبط
راستای تدفین
التدوین فی احوال جبال شروین
التدوین فی اخبار القزوین
روش تدفین
سردیس تدفینی
سنت تدفین
صندوق تدفینی
ایه تداین
فیلم نامۀ تدوین
نظرات