تدمیر. [ ت ُ ] (اِخ ) یکی از نواحی اندلس و بر مشرق قرطبه و دارای قراء و قلاع فراوان و مسقطالرأس بسیاری از مشاهیر اسلامی است . رجوع به الحلل السندسیه و معجم البلدان و قاموس الاعلام ترکی شود.
تدمیر. [ ت َ ] (ع مص ) هلاک کردن . (تاج المصادر بیهقی ) (زوزنی ) (دهار) (ترجمان جرج...
فرهنگ عمید
۱. هلاک کردن. ۲. تباه ساختن، نابود کردن.
فرهنگ معین
(تَ ) [ ع . ] (مص م . ) هلاک کردن .
فرهنگ فارسی
هلاک کردن، تباه ساختن، نابودکردن یکی از نواحی اندلس و بر مشرق قرطبه و دارای قرائ و قلاع فراوان و مسقط الراس بسیاری از مشاهیر اسلامی است .
[ویکی فقه] تُدْمیر، ناحیه (کوره)ای در جنوب شرقی اندلس در روزگار امویان بود. نام این ناحیه برگرفته از تئودمیر، آخرین پادشاه ویزیگوت آنجاست.تدمیر از غرب به حوزۀ کورۀ جیّان می پیوست و با قرطبه پایتخت امیران اموی ۶-۷ روز برای سوارۀ میانه رو فاصله داشت.
یعقوبی، احمد، البلدان، ج۱، ص۱۹۳، همراه الاعلاق النفیسۀ ابن رسته، به کوشش دخویه، لیدن، ۱۸۹۱م. از میان نویسندگان اسلامی، تنها ابن دلایی تدمیر را مشروحا...