تدریجی. [ ت َ ] ( ص نسبی ) منسوب به تدریج. - تدریجی کردن کاری را ؛ عملی را به آهستگی و دوام انجام دادن. - عمل تدریجی ؛ کاری که به آرامی و آهستگی و کم کم اجرا شود. ( ناظم الاطباء ). مقابل دفعی.
فرهنگ فارسی
منسوب به تدرج عمل تدرجی کاری که به آرامی و آهستگی و کم کم اجرا شود مقابل دفعی : تدریجی کردن کاری را عملی را به آهستگی و دوام انجام دادن .
مترادف و متضاد
slow (صفت)سست، کودن، کند، تنبل، اهسته، تدریجیgradual (صفت)اهسته، تدریجی، پیگیر، قدم بقدم پیش روندهpiecemeal (صفت)بتدریج، تدریجی، تکه تکهquantized (صفت)تدریجیimperceptible (صفت)جزئی، تدریجی، غیر محسوس، درک نکردنی، غیر قابل مشاهده، دیده نشدنی، نفهمیدنیstep-by-step (صفت)تدریجی، گام به گام، قدم بقدم...