تداخل. [ ت َ خ ُ ] ( ع مص ) بهم درشدن. ( زوزنی ). بهم درشدن در یکدیگر. ( غیاث اللغات ) ( آنندراج ). درآمدن. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). داخل شدن و مخلوط شدن باچیزی. ( از اقرب الموارد ) ( از المنجد ): تداخله منه ُ شی ٔ؛ دخله ُ و خامره. ( اقرب الموارد ). داخل شدن چیزی در چیزی. ( از اقرب الموارد ) ( از المنجد ). عبارت از دخول چیزی است در دیگری بدون آنکه بر حجم و مقدار آن بیفزاید. ( تعریفات جرجا...
فرهنگ عمید
۱. در هم داخل شدن، در یکدیگر داخل شدن. ۲. (پزشکی ) [قدیمی] خوردن غذا بر روی غذای هضم نشده.
فرهنگ معین
(تَ خُ ) [ ع . ] (مص ل . ) ۱ - درهم شدن . ۲ - درهم خوردن .
دانشنامه آزاد فارسی
تداخل (فیزیک). تَداخُل (فیزیک)(interference)در فیزیک، پدیده ای مرتبط با دو یا چند حرکت موجی، حاصل از برهم کنش و ترکیب آن ها و تولید موج برایندی با دامنۀ بزرگ تر یا کوچک تر. بسته به آن که موج های ترکیب شونده هم فاز و یا در فاز متقابل نسبت به یکدیگر باشند، دامنۀ موج برآیند بزرگ تر یا کوچک تر خواهد بود. تداخل نور سفید، با طول موج های بسیار متنوع، منجر به تولید طیفی از فریزهای رنگی می شود. مثلاً رنگ...
فرهنگ فارسی
در آمدن، درهم داخل شدن، دریکدیگرداخل شدن ۱- ( مصدر ) در هم شدن در یکدیگر داخل شدن : (( تداخل اجسام محال است . ) ) ۲- در هم خوردن هنوز غذای قبلی هضم نشده غذایی جدید خوردن . ۳- ( اسم ) در هم شدگی . ۴- در هم خوری . جمع : تداخلات .
دانشنامه عمومی
(پارسی سره؛ واژۀ پیشنهادی کاربران) پژولش (پَژولِش). "تداخل کردن" به پارسی می شود "پَژولیدَن". "تداخل نور" به پارسی می شود "شیدپَژولی، شیدپَژولِش".
تداخل در معانی زیر کاربرد دارد:تداخل (مخابرات)تداخل امواجبرهم نهیتداخل آمارینظریه تداخلwiki: تداخل تداخل (فیلم). «تداخل» (انگلیسی: Interference (film)) یک فیلم به کارگردانی فیلم صامت و فیلم ناطق است که در سال ۱۹۲۸ منتشر شد. از بازیگران آن می توان...
دانشنامه اسلامی
[ویکی فقه] داخل شدن چیزی در چیزی دیگر، بدون افزایش حجم و مقدار آن و همچنین فانی شدن عدد بزرگ تر توسط عدد کوچک تر را تداخل می گویند.تداخل به معنای دوم، اصطلاحی ریاضی بوده و مراد از آن، این است که اگر عدد کوچک تر را دو یا چند بار از عدد بزرگ تر کم کنیم، عدد بزرگ تر به صفر می رسد، مانند عدد «۳» و «۹». از این دو عدد به متداخلین تعبیر می شود و از آن در باب ارث به مناسبتِ بحث از تقسیم سهام، یاد شده است....
فرهنگستان زبان و ادب
{interference} [زبان شناسی] تأثیر منفی دانش یک زبان در یادگیری و به کار بردن زبان دیگر {interference , optical interference, interference of light} [فیزیک- اپتیک] برهم نهشت اثر دو یا چند موج