Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : تخواره

تلفظ بین المللی : /taxvˈɑreː/ تلفظ :‌ [taxv'ARe:]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیفرهنگ اسم ها
  • تخوار
  • تخاره
  • تواره
  • تنواره
  • تلواره
  • تَلْوارَه
  • تَلوارَه
  • تخارها
  • تکواره
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیفرهنگ اسم ها

لغت نامه دهخدا

تخواره . [ ت ُ خوا / خا رَ ] (اِخ ) تُخوار. (فهرست ولف ) :
تخواره بدو گفت کای نوجوان
تو گر می ندانی سخن ، می بدان .

فردوسی .


رجوع به تخوار شود.
تخواره . [ ] (اِخ ) از نسل جمشید وفرزند زواره . صاحب مجمل التواریخ والقصص در شرح حال جمشید آرد : ... و از زوار...

فرهنگ فارسی

از نسل جمشید و فرزند زواره . صاحب مجمل التواریخ و القصص در شرح حال جمشید آرد : ... و از زواره فرهاد و تخواره و بعد از این نام کس برنیامد از این تخمه و دیگر فرزندان بوده اند جمشید را ولیکن ذکری نگفتست .

فرهنگ اسم ها

اسم: تخواره (پسر) (فارسی) (تاریخی و کهن) (تلفظ: takhvare) (فارسی: تخواره) (انگلیسی: takhvareh)
معنی: نام چند تن از شخصیتهای شاهنامه، از جمله نام پدر خزانه دار خسرو پرویز پادشاه ساسانی

کلمات مرتبط

  • تخوار
  • تخاره
  • تواره
  • تنواره
  • تلواره
  • تَلْوارَه
  • تَلوارَه
  • تخارها
  • تکواره
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات