معانی کلمه : تخواره
لغت نامه دهخدا
تخواره بدو گفت کای نوجوان
تو گر می ندانی سخن ، می بدان .
رجوع به تخوار شود.
فرهنگ فارسی
از نسل جمشید و فرزند زواره . صاحب مجمل التواریخ و القصص در شرح حال جمشید آرد : ... و از زواره فرهاد و تخواره و بعد از این نام کس برنیامد از این تخمه و دیگر فرزندان بوده اند جمشید را ولیکن ذکری نگفتست .
فرهنگ اسم ها
اسم: تخواره (پسر) (فارسی) (تاریخی و کهن) (تلفظ: takhvare) (فارسی: تخواره) (انگلیسی: takhvareh)
معنی: نام چند تن از شخصیتهای شاهنامه، از جمله نام پدر خزانه دار خسرو پرویز پادشاه ساسانی
معنی: نام چند تن از شخصیتهای شاهنامه، از جمله نام پدر خزانه دار خسرو پرویز پادشاه ساسانی
