تخلل. [ ت َخ َل ْ ل ُ ] ( ع مص ) به میان گروهی در شدن. ( تاج المصادر بیهقی ) ( زوزنی ). درآمدن در میان کسان. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( المنجد ). در میان قوم شدن. ( آنندراج ). درآمدن در میان کسان یا در خلال خانه های آنان. ( از اقرب الموارد ). || درآمدن در حوالی قوم. || سپری شدن. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). سپری شدن چیزی. ( آنندراج ). || به یکی از جای مخصوص باریدن باران. ( منتهی الارب...
فرهنگ عمید
۱. در میان قوم شدن. ۲. درآمدن در میان مردم. ۳. در چیزی نفوذ کردن و رخنه پیدا کردن. ۴. چیزی از لای دندان درآوردن، خلال کردن دندان.
فرهنگ معین
(تَ خَ لُّ ) [ ع . ] ۱ - (مص ل . ) به میان مردم رفتن . ۲ - در چیزی رخنه کردن . ۳ - (مص م . ) خلال کردن دندان .