کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معانی کلمه : تخلف ورزیدن
تلفظ بین المللی :
/taxˈallof varzˈidan/
تلفظ :
[tax'allof vaRz'idan]
پیمایش سریع
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
تخلف
تخلف کردن
تخلف کردن از
تخلف افتادن
تخلف از جنگ
تخلف از جهاد
تخلف از غزوه تبوک
خیار تخلف شرط
خیار رؤیت و تخلف وصف
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
فرهنگ فارسی
۱- ( مصدر ) تخلف کردن . ۲- خلف کردن . ۳- یا تخلف ورزیدن از وعده . خلاف وعده کردن .
مترادف و متضاد
تخلف کردن، خلاف کردن، قصور ورزیدن
کلمات مرتبط
تخلف
تخلف کردن
تخلف کردن از
تخلف افتادن
تخلف از جنگ
تخلف از جهاد
تخلف از غزوه تبوک
خیار تخلف شرط
خیار رؤیت و تخلف وصف
نظرات