تخلخل. [ ت َ خ َ خ ُ ] ( ع مص ) خلخال در پای کردن. ( منتهی الارب ). خلخال در پای زن کردن. ( از ناظم الاطباء ). || خلخال در پای کرده شدن. || ضد تکاثف. ( ناظم الاطباء ). جدا شدن اجزای چیزی از یکدیگر. ضد تکاثف. ( غیاث اللغات ) ( آنندراج ). زیاد شدن حجم بدون آنکه چیزی از خارج بر آن ضمیمه شود و ضد آن تکاثف است. ( تعریفات جرجانی ). ازدیاد اجزاء جسم است بر نسبت طبیعی بدون آنکه چیزی از خارج بدان منضم شود....
فرهنگ عمید
۱. جدا شدن اجزا و ذرات چیزی از هم. ۲. (فیزیک ) فاصله های خالی از ماده که میان ذرات یک جسم وجود دارد.
فرهنگ معین
(تَ خَ خُ ) [ ع . ] (مص ل . ) ۱ - جدا شدن اجزاء و ذرات جسمی از هم . ۲ - خلخال به پای کردن . ۳ - بزرگ شدن حجم جنس بدون آن که جسم دیگری به آن اضافه شود.
دانشنامه آزاد فارسی
تَخَلْخُل(در مقابل تکاثف، به معنی جداشدن اجزای جسم) تخلخل بر دو گونه است: ۱. حقیقی، که در آن حجم شیء بدون افزوده شدن چیزی از خارج بر آن، اضافه می شود؛ مانند انبساط آب در اثر حرارت؛ ۲. غیرحقیقی، که در آن حجم شیء، با داخل شدن چیزی در آن اضافه می شود، مانند ازدیاد حجم پنبه دراثر زده شدن. فلاسفۀ مشاء به خلاف سهروردی، با قبول تخلخل و تکاثف حقیقی به اثبات مادّه پرداخته اند و از طریق ثبوت اختلاف صورت حجم...
فرهنگ فارسی
وجود حفرهها و فضاهای خالی در خاک یا رسوب یا سنگ
جداشدن اجزائ وذرات چیزی ازهم، نقیض تکاثف ( مصدر ) ۱- پای اورنجن بستن خلخال بپای کردن . ۲- ازدیاد حجم جنس بدون آنکه جسمی دیگر به آن ضمیمه شود.۳-پیوسته نبودن اجزای جسمی . جمع : تخلخلات .
دانشنامه عمومی
خالی بودن
مترادف و متضاد
ناپیوستگی اجزایشی، انفکاک اجزا
porosity(اسم)
تخلخل، پرمنفذی
فرهنگستان زبان و ادب
{porosity} [زمین شناسی] وجود حفره ها و فضاهای خالی در خاک یا رسوب یا سنگ