کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه تخزیع | کلماتور
معنی کلمه : تخزیع
تلفظ بین المللی :
/tˈaxziʔ/
تلفظ :
[t'axzi?]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
کلمات مرتبط
رایانش توزیع شده
سامانۀ توزیعی
سامانۀ عامل توزیعی
شبکۀ توزیع جهانی
شمارۀ توزیع گر خودکار تماس
ضریب توزیع غشا
عدالت توزیعی
گذرگاه دوسویۀ توزیعی
مرکز توزیع کلید
لغت نامه دهخدا
لغت نامه دهخدا
تخزیع. [ ت َ ] ( ع مص ) بریدن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( اقرب الموارد ) ( المنجد ). || خزع فلاناً ظلع فی رجله ؛ بازداشت او را از رفتار. ( اقرب الموارد ). || تقسیم کردن. ( المنجد ).
کلمات مرتبط
رایانش توزیع شده
سامانۀ توزیعی
سامانۀ عامل توزیعی
شبکۀ توزیع جهانی
شمارۀ توزیع گر خودکار تماس
ضریب توزیع غشا
عدالت توزیعی
گذرگاه دوسویۀ توزیعی
مرکز توزیع کلید
نظرات