تخریب. [ت َ ] ( ع مص ) ناآباد کردن چیزی را. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). ویران کردن. ( تاج المصادر بیهقی ) ( ترجمان جرجانی ترتیب عادل بن علی ). خراب کردن. ( آنندراج ). ویرانی و خرابی و پایمالی و پاسپردگی و انهدام. ( ناظم الاطباء ). ویران گردانیدن. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( المنجد ) : چون بواسطه دیار هند رسید لشکر به تخریب دیار... دست برگشاد. ( ترجمه تاریخ یمینی چ 1 تهران ص 321 ). صحت...
فرهنگ عمید
خراب کردن، ویران کردن.
فرهنگ معین
(تَ ) [ ع . ] (مص م . ) ویران کردن ، خراب کردن .
فرهنگ فارسی
خراب کردن ، ویران کردن ۱- ( مصدر ) ویران کردن خراب کردن بر هم زدن : (( تخریب بنا ) ) . ۲- ( اسم ) بر همزنی . جمع : تخریبات .
دانشنامه عمومی
تخریب (ساختمان). در زمینه ساختار فیزیکی، تخریب ساختمان شامل تخریب انتخابی اجزای ساختمان به ویژه برای بازیافت مورد استفاده می باشد و مدیریت مواد دفعی می باشد. این مورد با تخریبی متفاوت است که در آن یک محل خاص با شدیدترین روش ها به طور کلی از ساختمان ها پاکسازی می گردد. تخریب به عنوان ساخت معکوس خوانده می شود. فرایند تخریب ساختمان ها، به عنوان یک فعالیت قدیمی مطرح است که با حوزه علمی در حال توسعه ...
مترادف و متضاد
انهدام، خرابی، ویرانسازی ≠ آبادسازی، تعمیر
۱. انهدام، خرابی، ویرانسازی ۲. خرابکاری ≠ آبادسازی، تعمیر
{degradation} [خوردگی، مهندسی بسپار] تغییر زیان آور در خواص فیزیکی و شیمیایی مادۀ غیرفلزی {destruction} [رایانه و فنّاوری اطلاعات، مهندسی مخابرات] وضعیتی که در آن قابلیت زیرساخت های مهم برای ارائۀ محصول یا خدمات در سطح مورد انتظار به مشتری از بین می رود