کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه تخدر | کلماتور
معانی کلمه : تخدر
تلفظ بین المللی :
/taxˈaddor/
تلفظ :
[tax'addoR]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
قنات بازه تخدر
رفتار تخریبی
زبان تخاری
شناور تندرو
قطار تندرو
کود تُندرَها
گردشگری تندرستی
لایه بندی تدریجی
لایۀ تخریبی
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
تخدر. [ ت َ خ َدْدُ ] ( ع مص ) پردگی شدن. ( تاج المصادر بیهقی ) ( زوزنی ). اختدار. ( اقرب الموارد ) ( المنجد ) ( منتهی الارب ). پنهان گردیدن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). پوشیده گردیدن و در پرده شدن. استتار. ( اقرب الموارد ) ( المنجد ).
فرهنگ عمید
در پرده شدن، پنهان شدن.
فرهنگ فارسی
۱- ( مصدر ) کرخ شدن خفتن سست شدن . ۲- پردگی شدن بپرده نشستن پنهان گریدن . ۳- ( اسم ) سستی کرخی . ۴- اختفا.
کلمات مرتبط
قنات بازه تخدر
رفتار تخریبی
زبان تخاری
شناور تندرو
قطار تندرو
کود تُندرَها
گردشگری تندرستی
لایه بندی تدریجی
لایۀ تخریبی
نظرات