کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه تخت-بر | کلماتور
معانی کلمه : تخت بر
تلفظ بین المللی :
/tˈaxt bˈar/
تلفظ :
[t'axt b'aR]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
خدمات تخت بر گردانی
تخت سمن بر
تخت صنم بر
ارمیدن دو نفر بر تخت در حضور دیگران
بر تخت نشستن امپراتور ژاپن
برانکار یا تخت مخصوص حمل مریض
خط جانشینی برای تاج و تخت سابق ایران
دیوارها و برج های پدافندی تخت جمشید
اصف بن برخیا و تخت بلقیس
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
تخت بر. [ ت َ ب َ ] ( نف مرکب ) بَرنده تخت. تخت گیر. که تخت رباید و گیرد :
تخت بر، آن سر که بر او پای تست
بختور، آن دل که در او جای تست.
نظامی.
فرهنگ فارسی
برند. تخت تخت گیر که تخت رباید و گیرد .
کلمات مرتبط
خدمات تخت بر گردانی
تخت سمن بر
تخت صنم بر
ارمیدن دو نفر بر تخت در حضور دیگران
بر تخت نشستن امپراتور ژاپن
برانکار یا تخت مخصوص حمل مریض
خط جانشینی برای تاج و تخت سابق ایران
دیوارها و برج های پدافندی تخت جمشید
اصف بن برخیا و تخت بلقیس
نظرات