کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه تخاشع | کلماتور
معانی کلمه : تخاشع
تلفظ بین المللی :
/taxˈɑʃoʔ/
تلفظ :
[tax'ASo?]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
تخادع
تخشع
تجاشع
تخالع
الباتروس تارعنکبوتی
التین تاش
سبق تاش
شبکۀ تارعنکبوتی
عنصر تابعی
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
تخاشع. [ ت َ ش ُ ] ( ع مص ) تخشع. ( قطر المحیط ). فروتنی کردن. ( دهار ) ( ناظم الاطباء ). خود را فروتن نمایاندن. ( از قطر المحیط ).
فرهنگ عمید
۱. فروتنی کردن.
۲. خود را فروتن وانمود ساختن.
فرهنگ فارسی
تخشع فروتنی کردن خود را فروتن نمایاندن .
کلمات مرتبط
تخادع
تخشع
تجاشع
تخالع
الباتروس تارعنکبوتی
التین تاش
سبق تاش
شبکۀ تارعنکبوتی
عنصر تابعی
نظرات