stub (فعل)از بیخ کندن، کوبیدن، تحلیل بردنimbibe (فعل)جذب کردن، در کشیدن، نوشیدن، تحلیل بردن، اشباع کردنundermine (فعل)نقب زدن، تحلیل بردن، از زیر خراب کردنuse up (فعل)مصرف کردن، تحلیل بردن، از نفس افتادن، مورد استفاده قرار گرفتنfiddle away (فعل)تمام کردن، خرد خرد تمام کردن، تحلیل بردن...