کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه تحصین | کلماتور
معانی کلمه : تحصین
تلفظ بین المللی :
/tˈahsin/
تلفظ :
[t'ahsin]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ معین
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
التحصین
التحصین فی صفات العارفین
التحصین لابن طاووس
التحصین لابن فهد
التحصین لاسرار ما زاد من کتاب الیقین
التحصیل
فارغ التحصیل
قاضی تحسین
امتیاز تحصیلی اوردن
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ معین
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
لغت نامه دهخدا
این معنی را بیشتر بخوانید
تحصین. [ ت َ ] ( ع مص ) استوار کردن. ( تاج المصادر بیهقی ) ( ترجمان جرجانی ترتیب عادل بن علی ) ( منتهی الارب ) ( قطر المحیط ) ( اقرب الموارد ). استوار گردانیدن. ( ناظم الاطباء ). مستحکم کردن. ( فرهنگ نظام ). || در حصن کردن. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). || نهفته گردانیدن شوهر، زن را. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). || گرداگرد شهر را برآوردن. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). باره برآوردن گرد...
فرهنگ عمید
۱. دیوار برآوردن گرداگرد شهر یا قلعه و آن را استوار کردن.
۲. مکانی را استوار ساختن.
فرهنگ معین
(تَ ) [ ع . ] (مص م . ) ۱ - استوار کردن ، محکم گردانیدن . ۲ - گرداگرد شهر یا قلعه را حصار کردن .
فرهنگ فارسی
( مصدر )۱- استوار کردن محکم گردانیدن . ۲- در حصن کردن.۳- باره بر آوردن گرد شهر. جمع : تحصینات .
مترادف و متضاد
sanctuary
(اسم)
محراب، حرم، بستگاه، پناه گاه، مخفی گاه، جایگاه مقدس، تحصین، حق بست نشینی
کلمات مرتبط
التحصین
التحصین فی صفات العارفین
التحصین لابن طاووس
التحصین لابن فهد
التحصین لاسرار ما زاد من کتاب الیقین
التحصیل
فارغ التحصیل
قاضی تحسین
امتیاز تحصیلی اوردن
نظرات