تحریف. [ ت َ ] ( ع مص ) بگردانیدن سخن. ( تاج المصادر بیهقی ) ( زوزنی ). گردانیدن سخن از جای وی. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ) ( از قطر المحیط ). گردانیدن سخن و چیزی را از وضع و حالت خود. ( غیاث اللغات ) ( آنندراج ).برگردانیدن. ( ترجمان جرجانی ترتیب عادل بن علی ). بگردانیدن. ( دهار ) ( از اقرب الموارد ) ( از قطر المحیط ). تغییر هر چیز عموماً و تغییر کتاب خصوصاً. ( فرهنگ نظام ...
فرهنگ عمید
۱. تغییر دادن، تبدیل کردن و گردانیدن کلام کسی از وضع و طرز و حالت اصلی خود. ۲. بعضی حروف کلمه را عوض کردن و تغییر دادن معنی آن.
فرهنگ معین
(تَ ) [ ع . ] (مص م . ) ۱ - گردانیدن . ۲ - تغییر دادن اصل کلام .
فرهنگ فارسی
کج کردن، گردانیدن، تغییروتبدیل دادن وگردانیدن ۱- ( مصدر ) گردانیدن کژ کردن . ۲- تبدیل و تغییر کلام را از وضع و طرز و حالت اصلی. ۳- بعضی ازحروف یک کلمه را عوض کردن . جمع : تحریفات .
دانشنامه عمومی
تحریف در لغت به معنی بگردانیدن سخن؛ تغییر هر چیز عموما و تغییر کتاب خصوصا. راغب گفته: تحریف کلام آن است که آن را در گوشه ای از احتمال قرار دهی که بتوان به دو وجه حمل کرد.اما در اسلام به عنوان ادعایی جهت بیان تغییرات در تورات و انجیل گفته می شود و مسلمانان معتقدند که مطالب انجیل و تورات به دست یهودیان و مسیحیان تحریف شده اند یعنی برخلاف اصلش تغییر یافته اند.wiki: تحریف...
[ویکی فقه] تحریف، از مباحث مهم کلامی در باره تغییر یا عدم تغییر کتب آسمانی است.تحریف در لغت به معنای «گردانیدن سخن» و «تغییر دادن سخن» است و خصوصاً در مورد تغییردادن کتاب به کار می رود. تحریف گاه صرفاً به معنای تغییر لفظ و گاه صرفاً به معنای تغییر معنا و سوء تأویل دانسته شده است. بحث تحریف در فرهنگ اسلامیبحث تحریف در فرهنگ اسلامی به طور خاص در باره دو موضوع مطرح شده است: تحریف کتاب های آسمانی یهود...