تحبیس. [ ت َ ] ( ع مص ) بر روی فراش کشیدن مِحْبَس را. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). فراش را با مِحْبَس [ مِقْرَمه. پرده پر نقش و نگار ] پوشانیدن. ( اقرب الموارد ) ( قطر المحیط ). || اصل چیزی را در ملک خود داشتن و ثمره آن را در راه خدا وقف کردن.( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ) ( از قطر المحیط ). تحبیس ؛ عمل حبس. و حبس در اصطلاح فقهی و حقوقی عبارتست از اینکه حق ان...
فرهنگ عمید
درآمد حاصل از مال یا ملکی را وقف کارهای خیر کردن.
فرهنگ معین
(تَ ) [ ع . ] (مص م . )بند کردن ، بازداشتن .
دانشنامه اسلامی
[ویکی فقه] تَحبیس یعنی حبس کردن مالی در راه خدا یا برای شخصی یا مکانی، مانند کعبه و مسجد ۱. ↑ الروضة البهبة ج۳، ص۱۹۹. فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بیت علیهم السلام ج۲، ص۳۶۷. ...