تجمل . [ ت َ ج َم ْ م ُ ] (اِخ ) حکیم سیدعظیم الدین حسین . از مردم لکهنوست ، فکرش بلند و طبعش نیکو. از وطن مألوف رخت به شهر مدرس کشید و در آنجا به کسب علوم از بحرالعلوم ملک العلماء شیخ عبدالعلی لکهنوی کوشید و از طرف سرکار انگریزی بعهده ٔ افتای دائر و سائر شهر ترچناپلی مضاف به ملک مدرس مأمور گردید. در علم طب مهارت کامل داشت و در 1220 هَ . ق . جهان گذران را گذاشت .بسکه لبریز اناالحق بود اندیشه ٔ م...
فرهنگ عمید
۱. آنچه برای افزودن بر شکوه یا زیبایی به کار می رود. ۲. خودآرایی.
فرهنگ معین
(تَ جَ مُّ ) [ ع . ] (مص ل . ) ۱ - زینت یافتن . ۲ - اسباب و اثاثة گرانبها داشتن .
فرهنگ فارسی
آراسته شدن، زینت یافتن، خودرازینت دادن، خود آرا ۱- ( مصدر ) زیور بستن آذین کردن . خود آراستن . ۲- مال و اثاث. گرانبها داشتن ۳- ( اسم ) خود آرایی . ۴- ( اسم ) جاه و جلال خدم و حشم سامان بزرگی . جمع : تجملات .
frill (اسم)لذت، تزئینات، چین، حاشیه چین دار، پیرایه، افراط، زوائد، تجمل، چیز بیخود یا غیر ضروریpomp (اسم)شکوه، جاه، طمطراق، تجمل، فرهی، فره، حشمت، غرور و تظاهرluxe (اسم)تجمل...
دانشنامه اسلامی
[ویکی فقه] تجمّل، مبحثی در فقه و حدیث به معنای زینت دادن است.تجمل در لغت به معنای خود را زینت دادن و آراستن است، و به صورت اسمی به معنای وسایل آرایش و آنچه موجب نشان دادن شأن و شکوه باشد. تجمل در قرآناین واژه در قرآن کریم نیامده، اما از واژه های هم ریشه با آن یک بار جمال و هفت بار جمیل آمده است.بعلاوه، در قرآن به بلامانع بودن استفاده از زینت تصریح و به زینت کردن هنگام عبادت توصیه شده است، کما اینک...