کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه تجلید | کلماتور
معانی کلمه : تجلید
تلفظ بین المللی :
/tˈadʒlid/
تلفظ :
[t'adZlid]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ معین
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
صحافی و تجلید سنتی
التجلیات الالهیه
زیست تقلید
شب تجلی
انرژی تجدیدپذیر
شیوۀ تولید
طراح تولید
طراحی تولید
علی تجلی
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ معین
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
لغت نامه دهخدا
این معنی را بیشتر بخوانید
تجلید. [ ت َ ] ( ع مص ) پوست باز کردن اشتر. ( تاج المصادر بیهقی ) ( از اقرب الموارد )( از قطر المحیط ). پوست وا کردن اشتر. ( زوزنی ). پوست باز کردن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ): جلد الجزور؛ کما یقال سلخ الشاة و قل ما یقال سلخ الجزور. ( منتهی الارب ). || پوست پوشانیدن چیزی را. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( فرهنگ نظام ). || کتاب را پشت کردن. ( تاج المصادر بیهقی ) ( ...
فرهنگ عمید
جلد کردن کتاب.
فرهنگ معین
(تَ ) [ ع . ] (مص م . ) ۱ - جلد کردن (کتاب و م انند آن ). ۲ - پوست کندن یا پوست پوشانیدن بر چیزی .
فرهنگ فارسی
پوست بازکردن ازچیزی، جلدکردن، جلدکردن کتاب
( مصدر ) جلد کردن ( کتاب و مانند آن ). جمع : تجلیدات .
مترادف و متضاد
جلد کردن
bookbinding
(اسم)
صحافی کتاب، کتاب سازی، تجلید
کلمات مرتبط
صحافی و تجلید سنتی
التجلیات الالهیه
زیست تقلید
شب تجلی
انرژی تجدیدپذیر
شیوۀ تولید
طراح تولید
طراحی تولید
علی تجلی
نظرات