کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه تجفجف | کلماتور
معنی کلمه : تجفجف
تلفظ بین المللی :
/tadʒˈafdʒaf/
تلفظ :
[tadZ'afdZaf]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
کلمات مرتبط
تجفاف
تجفف
تجفیف
نرخ تخفیفی
با تخفیف فروختن
تخفیف جرم
تخفیف دادن
تخفیف دار
تخفیف درد
لغت نامه دهخدا
لغت نامه دهخدا
این معنی را بیشتر بخوانید
تجفجف. [ ت َ ج َ ج ُ ] ( ع مص ) خشک شدن. ( زوزنی ). نیم خشک گردیدن جامه. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ): تجفجف الثوب ابتل ثم جف و فیه ندی فان یبس کل الیبس قیل قف. ( اقرب الموارد ). تر شد جامه پس خشکیدو در او نمی هست. ( شرح قاموس ). || پر بادگردیدن پرنده. ( منتهی الارب ). انتفاش. ( اقرب الموارد ). || فروگرفتن بیضه ها را زیر پرهای خود. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). حرکت کردن پرنده ...
کلمات مرتبط
تجفاف
تجفف
تجفیف
نرخ تخفیفی
با تخفیف فروختن
تخفیف جرم
تخفیف دادن
تخفیف دار
تخفیف درد
نظرات