تترا. [ ت َ ] (هزوارش ، اِ) بلغت زند و پازند تابستان را گویند که در مقابل زمستان است . (برهان ) (از انجمن آرا) (از آنندراج ). هزوارش «تترا» پهلوی همین تابستان . (حاشیه ٔ برهان چ معین ).
تترا. [ ت ِ ] (اِ) خروس کولی ، بدنوس . (فرهنگ فرانسه به فارسی سعید نفیسی ) نوعی مرغ از خانوداه ٔ گالی ناسه که آن را بزبان عامیانه خروس کولی گویند. از پرندگان نسبةً بزرگ و ق...
فرهنگ فارسی
ماخوذ از تتارای یونانی به معنی چهار و پیشاوندی است که با بسیاری از کلمات ترکیب می گردد . و بیشتر در اصطلاحات علمی و به معنی چهارتائی متداول است .