معانی کلمه : تبست
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
تباه#NAME?
= تباه
فرهنگ معین
(تَ بَ )(ص . ) تباه و ضایع ، از کار افتاده .
فرهنگ فارسی
تباه، تبه، ضایع، فاسد، سست وازکارافتاده
( صفت ) ۱-تباه و ضایعچیز از کار افتاده. ۲- زشت .
آیین و ملت و مذهب سست و ضعیف را گویند . ملت ضعیف و سست .
( صفت ) ۱-تباه و ضایعچیز از کار افتاده. ۲- زشت .
آیین و ملت و مذهب سست و ضعیف را گویند . ملت ضعیف و سست .
