تبرم . [ ت َ رَ ] (اِ) زن محترم و بزرگ و خاتون . (ناظم الاطباء). شعوری آن را بفتح اول و سکون را ضبط کرده و معنی آن را خاتون بزرگ نوشته است . (لسان العجم ج 1 ورق 285 الف ) : تبرم خانواده بود مامانظرگاهش چوبوده جلوه آرا.میر نظمی (از لسان العجم شعوری ایضاً)....
فرهنگ عمید
۱. ملول شدن، دلتنگ شدن. ۲. به ستوه آمدن.
فرهنگ معین
(تَ بَ رُّ ) [ ع . ] (مص ل . ) به ستوه آمدن ، ملول شدن .
فرهنگ فارسی
دلتنگ شدن، به ستوه آمدن ستوهیدن بستوه آمدن ملول شدن . زن محترم و بزرگ و خاتون شعوری آنرا بفتح اول و سکون را ضبط کرده و معنی آنرا خاتون بزرگ نوشته است .