تبرزین. [ ت َ ب َ ] ( اِ مرکب ) ( از: تبر، آلت شکستن هیزم + زین ) سلاح. تبر سلاح . تبری را گویند که سپاهیان بر پهلوی زین بندند. ( فرهنگ جهانگیری ) ( از فرهنگ رشیدی ) ( از برهان ). نوعی از تبر باشد که سپاهیان در زین اسب نگاه دارند. ( غیاث اللغات ) ( از ناظم الاطباء ). تبری است فراخ سر بر زینش بندندو بدان کارزار کنند. ( شرفنامه منیری ). رجوع به انجمن آرا و آنندراج شود. تبری بوده از آلات جنگ که چون ج...
فرهنگ عمید
۱. نوعی تبر که بعضی درویشان به دست می گیرند. ۲. سلاحی به شکل تبر با دستۀ آهنی که هنگام سواری در کنار زین اسب آویزان می کردند. ۳. [قدیمی] = تبرزد
فرهنگ معین
(تَ بَ ) (اِمر. ) نوعی سلاح به شکل تبر که در گذشه در پهلوی زین می بستند یا درویشان در دست می گرفتند.
( اسم ) ۱- نوعی از تبر که سپاهیان در پهلوی زین می بستند و درویشان در دست میگرفتند.۲- نمک سفید بلوری .
دانشنامه عمومی
تَبَرزین به تبرهای جنگی گفته می شود که در قدیم به پهلوی اسب بسته می شده و از آن در کارزار استفاده می کردند.تبرزین از ابزارهای جنگی در دوره هخامنشیان بود و در روزگار ساسانیان، از جنگ افزار سواره نظام به شمار می آمد.از سده سوم، در ایران و کشورهای عربی و آفریقای شمالی و اندلس، گروه های سواره نظام تبر و تبرزین را در حلقه چسبیده به زین یا «خُف» (نوعی چکمه بلند تا ساق) یا در غلاف می گذاشتند.درویشان در د...