تبرا. [ ت َ ب َرْ را ] ( ع مص ) مصدر تفعل از ماده برأت بمعنی دوری که آخر آن را به الف مینویسند و میخوانند، در اصل تبرؤ بهمزه است مانند تبرع و تبری بیاءبمعنی تعرض است . ( نشریه ٔدانشکده ادبیات تبریز سال اول شماره 2 ). بیزار کردن. ( دهار ). بیزاری. ( غیاث اللغات ) ( ناظم الاطباء ). بیزاری از چیزی. ( آنندراج ). مقابل تولّی : هم نگذرم بکویت هم ننگرم برویت دل ناورم بسویت اینک چک تبرّا .کسائی.آنگه که ...
فرهنگ عمید
۱. بیزاری جستن و دوری کردن. ۲. (فقه ) [مقابلِ تولا] در تشیع، دشمن شمردن دشمنان علی بن ابی طالب و فرزندانش.
فرهنگ معین
(تَ بَ رّ ) [ ع . تبراء ] (مص ل . ) دوری کردن ، بیزاری جستن .
فرهنگ فارسی
۱- ( مصدر ) دوری کردن بیزاری جستن . ۲- شفا یافتن بیمار ۳- پاک و منزه شدن از تهمت و گناه . ۴- ( اسم ) بیزاری . ۵- پاکی تنزیه.
دانشنامه عمومی
تبرا (بورزانگا). مختصات: ۱۳°۴۰′ شمالی ۱°۲۶′ غربی / ۱۳٫۶۶۷°شمالی ۱٫۴۳۳°غربی / 13.667; -1.433بامتبرا شهری در شهرستان بورزانگا در استان بام در بورکینافاسوی شمالی است و جمعیت آن ۹۶۸ نفر است.wiki: تبرا (بورزانگا)...
[ویکی الکتاب] معنی تَبَرَّأَ: بیزاری جستمعنی تُبْرِئُ: شفا می دهیریشه کلمه: برء (۳۱ بار)خلاص شدن. کنار شدن. آفریدن. این کلمه بنابر آن چه در اقرب الموارد آمده اگر از باب عَلِمَ یَعْلَمُ باشد به معنی خلاص شدن و کنار شدن و اگر باب قَطَعَ یَقْطَعُ باشد به معنی آفریدن است. در مفردات آمده: بَرء و بَراء و تَبّری کنار شدن از چیزیست که مجاورت آن ناپسند است، لذاست که گوید: از مرض بری شدم و از فلان بری شدم. ...