تبحر. [ ت َ ب َح ْ ح ُ ] ( ع مص ) دور درشدن در علم. ( تاج المصادر بیهقی ) ( زوزنی ). تبقر. ( زوزنی ). دریا شدن در علم. ( دهار ). بسیارعلم شدن. ( غیاث اللغات ) ( آنندراج ). علوم بسیار دانستن. ( فرهنگ نظام ). تبحر در علم ؛ بسیارعلم گردیدن. ( از منتهی الارب ) ( از ناظم الاطباء ). تعمق و توسع. ( قطر المحیط ). تبحر در علم و جز آن ؛ تعمق در آن و توسع آن. ( از اقرب الموارد ). بسیاری علم و دانش و غوطه وری...
فرهنگ عمید
۱. بسیاردانا بودن، در امری علم و اطلاع بسیار داشتن. ۲. مهارت.
فرهنگ معین
(تَ بَ حُّ ) [ ع . ] (مص ل . ) بسیار دانا بودن ، در علمی مهارت بسیار داشتن .
فرهنگ فارسی
بسیارداناشدن، درامری علم بسیارداشتنبحرفضل ۱- ( مصدر ) بسیار دانا شدند علم و معرفت بسیار داشتن.۲- ( اسم ) تعمق در دریای علم و معرفت .