تبائع. [ ت َ ءِ ] ( ع اِ ) ج ِ تبیعة. ( قطر المحیط ). تبایع، جمع تبیعة. ( منتهی الارب ).
تبایع. [ ت َ ی ِ ] (ع اِ) (از «ت ب ع ») ج ِ تَبِیع و تَبیعَة. (منتهی الارب ). تَبائِع ج ِ تبیع. (اقرب الموارد) (قطر المحیط) (ناظم الاطباء). رجوع به تبائع و تبیع و تبیعة شود.
(تَ یُ ) [ ع . ] (مص ل . ) ۱ - با هم داد و ستد کردن . ۲ - بیعت کردن .
فرهنگ فارسی
ج تبیعه . تبایع جمع تبیعه .
۱- ( مصدر ) جدا شدن از یکدیگر . ۲- اختلاف داشتن .۳- ( اسم ) جدایی . ۴- اختلاف . ۵- تباین بین دو قضیه آنست که مفهوم یکی بر مصادیق دیگری بطور کلی یا بر بعض آن صادق نباشد. ۶- دو عدد صحیح را گویند که جز بر واحد ( یک ) قابل قسمت نباشند مانند۷ و ۹ که مشترکا جز بر واحد قابل قسمت نیستند واین دو را متباین گویند.جمع تبیع . تبائع و تبیع و تبیعه شود ....