کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه تباهی-شدن | کلماتور
معانی کلمه : تباهی شدن
تلفظ بین المللی :
/tabˈɑhi ʃˈodan/
تلفظ :
[tab'Ahi S'odan]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
تباه شدن
تباه خرد شدن
تالی شدن
تباهیدن
تامی جیمز اند د شاندلز
تامی شانکس
تباهی
تباهی الکل زاد مخچه
تباهی زا
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
تباهی شدن.[ ت َ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) ضایع شدن. ( ناظم الاطباء ).
- تباهی شدن کشتی ؛ به ساحل مقصود نرسیدن کشتی و این مجاز است. ( آنندراج ) :
فغان کز موج آبی کشتی بختم تباهی شد
متاع چند جمع آورده بودم قوت ماهی شد.
طالب آملی ( از آنندراج ).
فرهنگ فارسی
ضایع شدن .
کلمات مرتبط
تباه شدن
تباه خرد شدن
تالی شدن
تباهیدن
تامی جیمز اند د شاندلز
تامی شانکس
تباهی
تباهی الکل زاد مخچه
تباهی زا
نظرات