تبالی . [ ت َ ] (ع مص ) آزمودن . (از قطر المحیط) (ازاقرب الموارد) (از منتهی الارب ) (از ناظم الاطباء).
تبالی . [ ت َ ] (ص نسبی ) منسوب به تبالة که نام جایی است در نواحی مکه . (انساب سمعانی ورق 102 الف ). رجوع به تبالة شود.