تبالغ. [ ت َ ل ُ ] (ع مص ) تبالغ مرض و غم ؛ به نهایت رسیدن آن . (از اقرب الموارد). || تبالغ در کلام ؛ اظهار بلاغت کردن در حالی که بلیغ نباشد. (از اقرب الموارد).
تبالغ. [ ت َل ِ ] (ع اِ) ج ِ تَبلِغَة. (منتهی الارب ) (اقرب الموارد) (قطر المحیط) (ناظم الاطباء) (آنندراج ). رسنی که بدان رسن کلان را با رسن خرد دلو بندند. (آنندراج )....
فرهنگ فارسی
تبالغ مرض و غم به نهایت رسیدن آن . یا تبالغ در کلام اظهار بلاغت کردن در حالیکه بلیغ نباشد.