معانی کلمه : تاک
لغت نامه دهخدا
تاک . (اِ) به هندی درهم است که چهار دانگ و نیم باشد. (تحفه ٔ حکیم مؤمن ).
تاک . (اِخ ) نام قومی است در نواحی دهلی و گجرات . (آنندراج ) (غیاث اللغات ).
فرهنگ عمید
درخت انگور.
فرهنگ معین
[ په . ] (اِ. ) درخت انگور.
دانشنامه آزاد فارسی
فرهنگ فارسی
درخت انگور
( اسم ) درخت انگور مو : (( تاک رز بینی شده دینار گون پرنیان سبز او زنگار گون . ) ) ( رودکی )
احمق ابله ٠
( اسم ) درخت انگور مو : (( تاک رز بینی شده دینار گون پرنیان سبز او زنگار گون . ) ) ( رودکی )
احمق ابله ٠
دانشنامه عمومی
مو
گویش مازنی
چشم اندازی در سراشیبی
۱یکی – برد – تک ۲نامی بومی برای سگ
/taak/ چشم اندازی در سراشیبی & یکی – برد – تک - نامی بومی برای سگ
گویش دزفولی
مو
مترادف و متضاد
grapevine (اسم)
شهرت، مو، شایعه، تاک، درخت انگور
vine (اسم)
تاک، درخت مو
دانشنامه اسلامی
واژه نامه بختیاریکا
تک؛ یک دانه؛ واحد. مثلاً تیک و تاک
