معانی کلمه : تاپو
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
ظرف سفالی بزرگ که در آن غله یا آرد بریزند، خمره.
فرهنگ معین
(اِ. ) خمرة سفالی بزرگ که در آن آرد و گندم ذخیره کنند.
فرهنگ فارسی
ظرفی از گل چون خمره که در آن آرد و گندم ذخیره کنند٠
دانشنامه عمومی
مطبخ
گویش دزفولی
خمره
گویش بختیاری
تاپو، مخزن گِلى مخصوص ذخیرهسازى آردوغلاتبهشکلمکعبیامکعبمستطیل داراى چهارسطح جانبى و دو سطح زیرین و زبرین از کاهگل به قطر 2 تا 3 سانتیمتر ساخته مىشود. سوراخبزرگىدربالا براى ریختنآردیاغلاتوسوراخکوچکىدرپایین یکى از سطوح جانبى براى خارج کردن.
مترادف و متضاد
خمره
خپله، کوتاهقد
۱. خپله، کوتاهقد
۲. خمره
واژه نامه بختیاریکا
( ن ) ؛ مخزن گلی نگهدارنده ی آرد؛ کندوی عسل؛ نماد چاقی و فربهی
