تالان . (اِ) غارت و تاراج . (آنندراج ) (فرهنگ نظام ) (ناظم الاطباء). یغما. (ناظم الاطباء) (لسان العجم شعوری ج 1 برگ 286) : همی برد بریان به تالان دلیربنوعی که آهو برد نره شیر. بسحاق اطعمه (از فرهنگ نظام ).رگ بجنبید بر تن هوشم گشته در گنج شایگان تالان . ظهوری (از آنندراج ).رجوع به تالان تالان و تالان تالان بودن شود....
فرهنگ عمید
تاراج#NAME?
۱. در یونان باستان، واحد اندازهگیری وزن. ۲. در یونان باستان، واحد پول.
= تاراج ۱. در یونان باستان، واحد اندازه گیری وزن. ۲. در یونان باستان، واحد پول.
فرهنگ معین
[ مغ . ] (اِ.) تاراج .
[ فر. ] (اِ.) واحد وزنی در یونان قدیم .
[ مغ . ] (اِ. ) تاراج . [ فر. ] (اِ. ) واحد وزنی در یونان قدیم .
فرهنگ فارسی
مقداروزنی که معادل۲۶کیلوگرم بوده دریونان قدیم، واحدشمارش پول یونان که نماینده مقداری طلاونقره، بوزن یک تالان بوده است ( اسم ) تاراج . آن که چنان راه رود که گویا بر پشت بار دارد .