۱. گداخته؛ تفته؛ حرارتدیده.
۲. (صفت فاعلی) [قدیمی] تابناک.
۱. پیچیده؛ تابداده.
۲. (اسم) نوعی پارچۀ ابریشمی دستبافت.
۳. (صفت فاعلی) [قدیمی، مجاز] افسرده؛ ناراحت.
( ~.) (اِ.) نوعی پارچة ابریشمی .
(تِ) (ص مف .) 1 - برافروخته ، روشن شده . 2 - گداخته ، گرم شده . 3 - آسیب دیده ، کوفته . 4 - رنجیده ، آزرده . 5 - پیچیده شده ، تاب داده .
(تلفظ: tāfte) گداخته ؛ (در قدیم) درخشنده و تابناک ، روشن .
صفت ≠ خشک
بافته، پارچه
تابیده، گداخته ≠ سرد
تابناک، درخشنده، روشن
سوزان، گرم ≠ خسته، کوفته
آزرده، دلگیر، مکدر، ملول، آزردهخاطر