کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه تارعنکبوتی | کلماتور
معانی کلمه : تارعنکبوتی
تلفظ بین المللی :
/tˈɑrʔanˌakbuːtˌi/
تلفظ :
[t'AR?an,akbu:t,i]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
فرهنگستان زبان و ادب
کلمات مرتبط
الباتروس تارعنکبوتی
شبکۀ تارعنکبوتی
کنه تارعنکبوتی
مدل تارعنکبوتی
کرم صد پای تننده تار عنکبوتی
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
فرهنگستان زبان و ادب
لغت نامه دهخدا
تارعنکبوتی. [ ع َ ک َ ] ( اِ مرکب ) قسمی آفت پنبه.
فرهنگ فارسی
قسمی آفت پنبه .
ویژگی نوعی کرکپوش پوشیده از کرکهایی که با هم تشکیل تودهای به شکل تارعنکبوت میدهند
فرهنگستان زبان و ادب
{arachnoid, arachnose} [زیست شناسی- علوم گیاهی] ویژگی نوعی کرک پوش پوشیده از کرک هایی که با هم تشکیل توده ای به شکل تارعنکبوت می دهند
کلمات مرتبط
الباتروس تارعنکبوتی
شبکۀ تارعنکبوتی
کنه تارعنکبوتی
مدل تارعنکبوتی
کرم صد پای تننده تار عنکبوتی
نظرات