Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : تار

تلفظ بین المللی : /tˈɑr/ تلفظ :‌ [t'AR]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومینقل قولگویش مازنیگویش بختیاریمترادف و متضادواژه نامه بختیاریکافرهنگستان زبان و ادب
  • تأر
  • تار دریاچه
  • تار شیشه
  • تار صحرای
  • تار عنکبوت
  • تار فرش
  • تار کشنده
  • تار و بی برق
  • تار و مار کردن
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومینقل قولگویش مازنیگویش بختیاریمترادف و متضادواژه نامه بختیاریکافرهنگستان زبان و ادب

لغت نامه دهخدا

تار. [ تارر ] (ع ص ) فربه وباگوشت . || مرد غریب بعیدالوطن . || ضعیف و سست از گرسنگی و جز آن . (منتهی الارب ).

تار. (اِخ ) ظاهراً نام کوچه ای به بخارا : دریغ شهر نشابور و باغ و بستانم دریغ شهر بخارا و کوچه ٔ تارم . سوزنی .|| محلی در شمال خوار، و یکی از سرچشمه های رودخانه ٔ خوار است ....

فرهنگ عمید

فرق سر؛ میان سر: ◻︎ زدن مرد را چوب بر تار خویش / به از بازگشتن ز گفتار خویش (ابوشکور: شاعران بی‌دیوان: ۱۰۲).

= ⟨ تارومار
⟨ تارومار: ‹تال‌ومال›
۱. پریشان، پراکنده؛ از‌هم‌پاشیده؛ زیروزبرشده.
۲. نیست‌ونابود.

تاریک؛ تیره.⟨ تار شدن: (مصدر لازم) تیره شدن؛ تاریک شدن.⟨ تار کردن: (مصدر متعدی) تاریک کردن؛ تیره ساختن.⟨ تاروتور: [عامیانه] بسیار‌تیره و تاریک....

فرهنگ معین

[ په . ] (ص .) تیره ، تاریک .

(اِ.) 1 - رشته ، نخ . 2 - یکی از سازهای ایرانی با یک کاسه ، پنج تار و دسته ای بلند.

[ هن د . ] (اِ.) =تال : نام درختی است بلند و تناور در هندوستان با ساقه های بلند و برگ های درازی شبیه پنجة آدمی .

(اِ. ) ۱ - رشته ، نخ . ۲ - یکی از سازهای ایرانی با یک کاسه ، پنج تار و دسته ای بلند. [ هن د . ] (اِ. ) =تال : نام درختی است بلند و تناور در هندوستان با ساق...

دانشنامه آزاد فارسی

رجوع شود به:کدر
wikijoo: تار

فرهنگ فارسی

( اسم )میان. سرتارک مفرق. یا تار سر . تارک سر فرق سر.
ظاهرا نام کوچه به بخارا

دانشنامه عمومی

تار از سازهای زهی و ایرانی است که با زخمه نواخته می شود. تار در ایران و برخی مناطق دیگر خاورمیانه مانند تاجیکستان، جمهوری آذربایجان و ارمنستان و گرجستان و دیگر نواحی نزدیک قفقاز برای نواختن موسیقی سنتى این کشورها و بخش ها رایج است. واژه تار خودش در فارسی به معنی رشته است. هرچند که ممکن است معنی یکسانی در زبان های تحت تأثیر فارسی یا دیگر زبان های ایرانی تبار مثل کردی داشته باشد. این باعث شده است که...

نقل قول

تار سازی زهی ایرانی و دراز گردنه است.• «دوتار ساز دل است. هیچ کس از عبارت دوتارنوازی استفاده نمی کند و همه می گویند؛ دوتارزنی. دوتار را می زنند، ولی بقیه سازها را می نوازند. دوتار یک جور فریاد است اما این زدن به معنای خشونت نیست. بیشتر جوشش و عصیان روح است. روال دوتارزدن اینگونه است که از یک دعوا شروع می شود و به آشتی ختم می شود» -> غلام علی پورعطاییwikiquote: تار...

گویش مازنی

۱تبر ۲دوتار ۳تاریک و غبارآلود

/taar/ تبر - دوتار ۳تاریک و غبارآلود

گویش بختیاری

تار (افزار موسیقى).

مترادف و متضاد

اسم ≠ روشن، شفاف

تاریک، تیره، ظلمانی، مظلم

۱. تاریک، تیره، ظلمانی، مظلم ≠ روشن، شفاف
۲. خفه، کدر، گرفته ≠ شفاف، منیر
۳. سیاه، مشکی، غبارگرفته
۴. ساز
۵. سیم
۶. تاره، رشته، نخ ≠ پود
۷. تارک، فرقسر، مفرق
۸. تال
۹. دانهمو، نخمو

chord (اسم)قوس، سیم، تار، زه، ریسمان، وتر، عصبthread (اسم)تار، قیطان، خیط، رشته، ریسمان، شیار، رگه، نخ، رزوه، ...

واژه نامه بختیاریکا

( ● ) ؛ جدا
( ● ) ؛ گم
پیز؛ تال؛ از گونه های نخ های قالی بافی

فرهنگستان زبان و ادب

{string} [فیزیک] جسم جامدی که ابعاد سطح مقطع اش بسیار کوچک تر از طول آن است
{STS} [شنوایی شناسی] ← تغییر آستانۀ معیار

کلمات مرتبط

  • تأر
  • تار دریاچه
  • تار شیشه
  • تار صحرای
  • تار عنکبوت
  • تار فرش
  • تار کشنده
  • تار و بی برق
  • تار و مار کردن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات