تأخیر. [ ت َءْ ] ( ع مص ) واپس افکندن. ( تاج المصادر بیهقی ) ( از دهار ). سپس گذاشتن. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). واپس گذاشتن. ( آنندراج ) ( فرهنگ نظام ). واپس بردن. ( آنندراج ). تعقیب و تعویق. ( فرهنگ نظام ). با لفظ کردن و آوردن مستعمل است. ( آنندراج ). با لفظ انداختن و کردن و شدن مصدر مرکب آید، این لفظ در عربی مصدر است اما در فارسی هم مصدر استعمال شود و هم اسم جامد. ( از فرهنگ نظام ) : و ...
فرهنگ عمید
۱. به عقب انداختن. ۲. دیر کردن.
فرهنگ معین
( تأخیر ) (تَ ) [ ع . ] (مص م . ) ۱ - دیر کردن . ۲ - دیر آمدن . ۳ - (اِمص . ) دیرکرد.
دانشنامه آزاد فارسی
تأخیر (latency) مدت زمان لازم برای عبور یک سیگنال از یک نقطه شبکه به نقطه دیگر آن.
دنبال انداختن، عقب انداختن، واپس انداختن ۱- ( مصدر ) دنبال افکندن پس انداختن دیر کردن . ۲- دیر آمدن . ۳- ( اسم ) دیر کرد. جمع : تاخیرات .
دانشنامه عمومی
تأخیر. تأخیر ممکن است به موارد زیر اشاره داشته باشد:تأخیر (مهندسی)دوره تأخیر بیماری هانت تأخیر در موسیقیwiki: علوم مهندسی به بازهٔ زمانی بین محرک و پاسخ گفته می شود. تاخیر محصول محدودیت ذاتی سرعت پدیده های فیزیکی است.تعریف دقیق تاخیر به سامانه ای که در حال مشاهده است و نیز به ماهیت محرک بستگی دارد. در ارتباطات معمولاً کمینهٔ تاخیر را ارزیابی می کنند و در یک سامانهٔ ارتباط دوطرفهٔ مورد اعتماد، تا...
[ویکی فقه] تأخیر. به عقب انداختن عمل از اوّل وقت امکان آن را تأخیر می گویند که از عنوان تأخیر در بیشتر ابواب فقه ـ اعم از عبادات و معاملات ـ به مناسبت سخن رفته و احکامی بر آن مترتّب شده است.عمل به لحاظ ظرف زمانی آن یا دارای امتداد است که انجام دادن آن در تمامی آنات آن زمان ممتد، جایز و صحیح است و یا امتداد ندارد، بلکه فوریت دارد.
تأخیر در انجام دادن عمل از نوع دوم ـ مانند تأخیر ازاله نجاست از مس...
فرهنگ فارسی ساره
درنگ، دیرکرد
واژه نامه بختیاریکا
سِپ سِپ؛ سِنگ سِنگ؛دِس دِس
فرهنگستان زبان و ادب
تأخیر {delay} [رایانه و فنّاوری اطلاعات، مهندسی مخابرات] بازۀ زمانی بین دو رویداد در سامانۀ مخابراتی {retardation} [موسیقی] نوعی تعلیق که به صورت متصل و بالارونده حل می شود [حمل ونقل درون شهری-جاده ای] ← زمان تأخیر