Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : تاج

تلفظ بین المللی : /tˈɑdʒ/ تلفظ :‌ [t'AdZ]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومینقل قولگویش مازنیفرهنگ اسم هامترادف و متضاددانشنامه اسلامیفرهنگستان زبان و ادب
  • تاج اصفهانی جلال
  • تاج التراجم
  • تاج التواریخ
  • تاج الدوله ابوسعید
  • تاج الدوله خسروشاه
  • تاج الدوله یزدگرد باوندی
  • تاج الدین اشنهی
  • تاج الدین اشنوی محمود
  • تاج الدین جمشید بن اسماعیل
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومینقل قولگویش مازنیفرهنگ اسم هامترادف و متضاددانشنامه اسلامیفرهنگستان زبان و ادب

لغت نامه دهخدا

تاج . (اِخ ) رجوع به محمد صدر علاء شود.

تاج . (اِخ ) در تاریخ حمزه ٔ اصفهانی نام یکی از اجداد جودرز (گودرز) است رجوع به تاریخ سیستان چ بهار ص 35 شود.

تاج . (اِخ ) (الَ ...) ابن میسر المورخ . وی از مشاهیر زمان الحاکم بامراﷲ بوده . رجوع به تاریخ خلفاء ص 321 شود....

فرهنگ عمید

۱. کلاه جواهرنشان که پادشاهان بر سر گذارند، افسر، دیهیم، بساک، گرزن.
۲. جقۀ جواهرنشان که جلو کلاه بزنند.
۳. (زیست شناسی ) برآمدگی کوچکی از پَر یا گوشت بر سر بعضی پرندگان، مانند هدهد و خروس.

فرهنگ معین

[ معر. ] (اِ. ) ۱ - کلاه جواهرنشان که پادشاهان بر سر گذارند، افسر. ۲ - هر چیز مانند تاج . ۳ - کلاه ترک ترک درویشان ، کلاه قاب دوزی شدة صوفیان . ۴ - قسمت آشکار و مریی دندان که از لثه خارج و از مینا پوشیده است .

دانشنامه آزاد فارسی

نمادقدرت پادشاهی و پوشش رسمی سر پادشاه و ملکه. تاج خشایار هخامنشی و ملکه های اشکانی کنگره دار، به شکل برج و باروی شهر، بود. هر پادشاه ساسانی تاجی مخصوص به خود داشت؛ اما بر بالای کلاهک اصلی آن ها، کره ای فلزی، به نشانۀ قدرت زمین و آسمان، قرار داشت. در روزگار طاهریان از تاج کمتر استفاده می شد. پادشاهان، وزیران و درباریان سامانی تاجی از برگ گیاه مورْد و گل های دیگر به سر داشتند. سلاطین آل بویه تاج ها...

فرهنگ فارسی

قسمت فوقانی قوس و چَفته

رودیست در اسپانیا کهازمشرق به مغرب جریان مییابد و پس از عبوراز پرتغال وارد اقیانوس اطلس می شود و مصب عریضی راتشکیل میدهد . شهر لشبونه ( لیسبون ) در ساحل آن قرار دارد.طول ۱٠٠ کیلومتر.افسر، دیهیم، بساک، کلاه جواهرنشان پادشاهان، جغه جواهرنشان که پادشاهان جلوی کلاه بزنند، تیجان( اسم ) ۱- کلاه جواهر نشان که شاهان در مراسم رسمی بر سر گذارندافسر.۲- کلاه ترک ترک درویشان . کلا...

دانشنامه عمومی

تاج (پیشتر ها:تاگ) یک کلاه نمادین است که توسط پادشاهان و ملکه ها به سر گذاشته می شود تا نشانه ای از قدرت و رسمیت آنان باشد. تاج ها معمولاً به جواهرات مزین می شوند.تاج کیانی تاج مخصوص پادشاهان قاجار شامل حدود ۱۸۰۰ قطعه یاقوت سرخ، ۱۸۰۰ قطعه مروارید، ۳۰۰ قطعه زمرد و جواهرات دیگر بود.   جواهرات سلطنتی باواریا. تاج پادشاه با الماس، زمرد، یاقوت سرخ، یاقوت کبود و مروارید و تاج ملکه با الماس ها...

نقل قول

تاج یک کلاه نمادین است که توسط پادشاهان و ملکه ها به سر گذاشته می شود تا نشانه ای از قدرت و رسمیت آنان باشد. تاج ها معمولاً به جواهرات مزین می شوند.• نشانه شناسی:از باستانی ترین روزگاران، ارزشی حفظ کننده و پیشگیرانه به تاج نسبت داده شده است. ارزش ماده ای که تاج از آن ساخته شده، گل ها، برگ ها، فلزات، سنگ های قیمتی و شکل مدروش آن را نمادگرایی آسمان خویشی می دهد.» -> ژان شوالیهwikiquote: تاج...

گویش مازنی

۱زمان جفت گیری مرال ها ۲تند و تیز

/taaj/ زمان جفت گیری مرال ها - تند و تیز

فرهنگ اسم ها

اسم: تاج (دختر) (فارسی) (تلفظ: taj) (فارسی: تاج) (انگلیسی: taj)
معنی: کلاه نمادین که توسط پادشاهان و ملکه ها بر سر گذاشته میشود

مترادف و متضاد

جیفه

افسر، دیهیم، کلاه، کلیل، گرزن

۱. افسر، دیهیم، کلاه، کلیل، گرزن
۲. جیفه

crest (اسم)قله، طره، تاج، ستیغ، یال، کلاله، بالاترین درجه، فشcorona (اسم)سر، هاله، تاج، اکلیل، حلقه نور دور خورشیدrostrum (اسم)منقار، پوزه، تاج، منبر، کرسی خطابهcrown (اسم)فرق، تاج، پیشانی بند، تاج دندان، فرق سر، ملکه، بالای هر چیزی، حد کمالcopestone (اسم)سنگ کتیبه، سنگ سر بنا، تاجmiter (اسم)تاج، تا...

دانشنامه اسلامی

[ویکی فقه] تاج (ابهام زدایی). ...wikifeqh: شعر ــ بـه ویژه رباعی ــ می سـرود و در آوردن صنعت ایهام و ذوالوجهین در اشعار خود شهرت داشت. از تاج بخارایی اشعاری به طور پراکنده در تذکره ها بر جای مانده است. تاج الدین تمرانشاهتاج الدین تمرانشاه، ملقب به ملک معظم. دربارۀ شرح حال وی اطلاع چندانی در دست نیست، جز این که او یکی از شاه زادگان و امرای هندوستان بود که از جانب غیاث الدین محمد پسر سام غوری (۵۵۸...

فرهنگستان زبان و ادب

{crown} [معماری و شهرسازی] قسمت فوقانی قوس و چَفته{corona} [نجوم] بیرونی ترین لایۀ جوّ خورشید یا هر ستارۀ دیگر که دمای بسیار زیاد و چگالی کمی دارد{crown} [مهندسی منابع طبیعی- محیط زیست و جنگل] قسمت بالایی درخت یا گیاه چوبی، شامل شاخه های زنده و برگ ها{crown , dental crown, corona dentis} [پزشکی-دندان پزشکی] بخشی از دندان که از لثه بیرون آمده و مینا روی آن را پوشانده است...

کلمات مرتبط

  • تاج اصفهانی جلال
  • تاج التراجم
  • تاج التواریخ
  • تاج الدوله ابوسعید
  • تاج الدوله خسروشاه
  • تاج الدوله یزدگرد باوندی
  • تاج الدین اشنهی
  • تاج الدین اشنوی محمود
  • تاج الدین جمشید بن اسماعیل
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات