تابخانه. [ ن َ / ن ِ ] ( اِ مرکب ) خانه ای که در آن شیشه بندی بود تا هر چه ازبیرون باشد دیده میشود و روشنائی خورشید در آن افتد. ( آنندراج ) ( شرفنامه منیری ). بعضی خانه ای را گفته اند که دیوار آنرا از آئینه و در و پنجره آنرا از بلور کرده باشند که هر که در درون باشد بیرون را تواند دید. ( برهان ). خانه ای که در آن بندی بود که هر چه دربرون بود دیده شود و تاب در آن افتد. ( فرهنگ خطی متعلق بکتابخانه مو...
فرهنگ عمید
۱. ‹تاوخانه، تاوانه› خانه ای که در زمستان با بخاری گرم شود، گرم خانه، خانۀ زمستانی: در چنین فصل تاب خانهٴ شاه / داشته طبع چار فصل نگاه (نظامی۴: ۶۱۱ ). ۲. خانه ای که دیوارهای آن آیینه کاری شده باشد، جام خانه.
فرهنگ معین
(نِ ) (اِمر. ) ۱ - خانه ای که دیوارهای آن آینه کاری شده باشد. ۲ - حمام ، گرمابه . ۳ - خانة زمستانی که با بخاری و یا تنور گرم شود. ۴ - شبستان .
فرهنگ فارسی
( اسم ) ۱- خانه ای که در آن شیشه بندی و آینه کاری بود تا هر چه از بیرون باشد دیده شود و روشنایی خورشید در آن افتد. ۲ - آسمان پر ستاره . ۳- خانه ای که در آن تنور یا بخاری باشد خان. زمستانی که در آن آتش افروزند. ۴- حمام گرمابه . ۵ - شبستان .