۱. تاب دادن.
۲. پیچ دادن.
۱. درخشان و روشن ساختن؛ برافروختن.
۲. گرم کردن.
پیچاندن
پیچاندن
چرخاندن، چرخانیدن
گرم کردن، داغ کردن
تابانیدن، نورافکندن
تاباندن، تابدادن، رشتن
پیچدادن، پیچوتاب دادن
۱. تابانیدن، نورافکندن
۲. گرم کردن، داغ کردن
۳. تاباندن، تابدادن، رشتن
۴. چرخاندن، چرخانیدن
۵. پیچدادن، پیچوتاب دادن
۶. پیچاندن