کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه تابان-کردن | کلماتور
معانی کلمه : تابان کردن
تلفظ بین المللی :
/tˌɑːbɑn kˈardan/
تلفظ :
[t,A:bAn k'aRdan]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
گربه در شلوار و تنبان کردن
تالان تالان کردن
تاوان کردن
سنگ تاب کردن
تاب دار کردن
تابع خود کردن
تابع وصول کردن
تابع کردن
تالان تالان کرد
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
تابان کردن. [ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) جلا دادن. درخشان ساختن. نورانی ساختن. روشن کردن. تزلیخ. ( منتهی الارب ) :
گفت در گوش گل و خندانش کرد
گفت با لعل خوش و تابانش کرد.
مولوی.
فرهنگ فارسی
( مصدر ) درخشان ساختن نورانی کردن روشن کردن .
کلمات مرتبط
گربه در شلوار و تنبان کردن
تالان تالان کردن
تاوان کردن
سنگ تاب کردن
تاب دار کردن
تابع خود کردن
تابع وصول کردن
تابع کردن
تالان تالان کرد
نظرات