معانی کلمه : تاب کاری
دانشنامه آزاد فارسی
فرهنگ فارسی
گرم کردن فلز یا آلیاژ یا شیشه و سپس سرد کردن آن برای رفع تنشهای درونی و کاهش شکنندگی آن
فرهنگستان زبان و ادب
{annealing} [مهندسی مواد و متالورژی] گرم کردن فلز یا آلیاژ یا شیشه و سپس سرد کردن آن برای رفع تنش های درونی و کاهش شکنندگی آن
